کلبه ذهنم ...

گذر جوانی مادر بزرگ!!

تبلیغات تبلیغات

لباس حلزونی

قرار شد بنویسم شاید کمی حوصله سر بر دلم میخواهد بگویم اخه یه حرفایی هست که انقدر یخ و روزمره هستند که نمی شود به کسی زد دلم میخواهد بگویم انقدر کم هستن آدم های امن که حوصله یشان از غر زدن سر نرود دلم میخواهد بگویم فهمیده ام که اگر قرار است دوست داشتنی باشم یا لااقل مورد نفرت نباشم نباید غر بزنم باید کلماتم قشنگ و دلربا باشند ولی نمیشود یکهو میان تایپ کردن انگشت مسئول اسپیس می پرد وسط و بازیش میگیرد! همه را به گند میکشد می گویم قرار بود تو یکی آنقدر آماده
کلبه ذهنم ... ، ۱۴۰۳-۰۳-۲۵ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها